الان چند روزه کاری که سالها عقب افتاه بود رو شروع کردم و تصمیم گرفتم روند زندگیم رو تغییر بدم و مسیر جدیدی رو طی کنم
هم حس ترس و کنار گذاشتن عادات سابق رو دارم و هم خیلی خوشحالم که تونستم به راه جدید که خیلی دوست داشتم وارد شدم
خیلی خوشحالم
برچسب:
نویسنده: سجاد شریعتی
نمیدونم جرا همیشه با شروع 6 ماه دوم هر سال من علاقم به نوشتن و فکر کردن و تغییر مسیر زندگی زیاد میشه انگار تو 6 ماه اول خوابم و روزام رو میگذرونم تو 6 ماه دوم از خواب خرسی بیدارم میشم و هی استرس پایان سال و تو سرم زدن دارک که وای اهدافت چی شد پس چرا نرسیدی بهشون
برچسب:
نویسنده: سجاد شریعتی
برچسب:
نویسنده: سجاد شریعتی
برچسب:
نویسنده: سجاد شریعتی
بعضی وقتا هرچقدر هم که به کسی محبت کنی و احترام قائل بشی باز اون طرف اگر اهل نباشه به موقش حسابی جلوت در میاد و حسابت رو میزاره کف دستت
برچسب:
نویسنده: سجاد شریعتی
برچسب:
نویسنده: سجاد شریعتی
برچسب:
نویسنده: سجاد شریعتی
برچسب:
نویسنده: سجاد شریعتی
من از اون دسته آدمهایی هستم که ساده ترین کارها رو انقدر سخت میگیریم که بجای درست کردن خرابش میکنم، اما از امروز میخوام همه چیز رو ساده بگیرم و واقعا شروع خوبی برای این کار داشتم.
برچسب:
نویسنده: سجاد شریعتی
برچسب:
نویسنده: سجاد شریعتی
ای کاش
ای کاش انسان نیودم با شنیدن بعضی حبر ها از انسان بودن متنفر میشم کاش موجودی بودم هر موجودی حتی مورچه ای که در قطره ای از آب باران غرق میشدم اما ارزشم بیشتر از انسانی بود که فقط نامی از انسانیت یدک میکشد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۶ساعت 11:51 توسط گلابی |
برچسب:
نویسنده: سجاد شریعتی
یه روز موفق
امرور روز موفقی بود خیلی شرایط ایده آل خوبی برای من پیش آمد که شاید پس از سالها بشه گفت دارم از تمام سختی های که کشیدم تا برسم به موفقیت دارم نتیجه میگیرم و میرسم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۶ساعت 16:53 توسط گلابی |
برچسب:
نویسنده: سجاد شریعتی
نمیدونم مغز انگار میره تو یه حالت خود راحتی و هیچ مشکلی رو نمیبینه و آرامش خاصی داره فقط میخواد استراحت کنه و آرام باشه
آرامش قبل از طوفان همینه به نظر من
برچسب:
نویسنده: سجاد شریعتی